تبليغاتX
شاید روزی کسی تنهایم را بفهمدو دیگرنباشم
نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385

روزای خوب گذشته

  سلام به دوسای گلم که خیلی خیلی دلم واسشون تنگیده

  بالاخره امتحاناتمون ۱۳۸۵.۳.۲۵ تموم شد. سال تحصیلی خوبی بود

   یعنی همه چی انقدر زود گذشت؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  باران می آید

  باران مثل چمشمهای من خیس خاطره است

  راستی آسمان از چه دلگیر است

   از یک خاطره بغض آلود

                                   یا آرزوی محال؟؟

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385 ساعت 13:26 توسط محدثه |
نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385

واسه کسایی که هر روز یکی دلشونو می شکونه

  دلش را شکستم

  خودم دانستم

  از همان نگاه گیجش فهمیدم

  دلش شکسته بود

  پشیمان شدم اما دیگر فرصتی نبود

  به دنبالش دویدم

  همچون تکه ابری سبک

  از پله ها لیز می خورد و پایین می رفت

  زیر باران به او رسیدم

  فریاد زدم :"مرا ببخش! مرا ببخش!"

  برگشت و به من نگاه کرد

  با همان نگاه آشنای قدیمی

  گفت: " چرا زیر باران ایستاده ای!!!"

نوشته شده در شنبه ششم خرداد 1385 ساعت 20:10 توسط محدثه |